قبل از تحویل سال 97 یه جایی دیدم نوشته بود که امیدوارم سال 97 شروع همه موفقیت های زندگیتون باشه منم انقدر عمیق باور کردم که قراره سال 97 یه اتفاق عالی بیوفته و بشه شروع همه موفقیت هام بشه سال بدست آوردن چیزایی که میخواستم ولی نشد ...
بعد از سیزده بدر یه اتفاق بد برام افتاد من و صمیمی ترین دوستم باهم دعوا کردیم البته چند روز بعدش آشتی کردیم ولی خب بالاخره همیشه میگن سالی که نکوست از بهارش پیداست . خلاصه از اول سال بدی بود برای من . از اولش بنای ناسازگاری با من داشت .
الان که 97 به نیمه رسیده من و مملی برای همیشه رابطه مونو تموم, کردیم . این بدترین اتفاق زندگیم بود . دیگه هیچ اتفاقی بدتر از این تو زندگیم نمیوفته . خیلی بد بود خیلی خیلی خیلی
من هیچ وقت خدارو نمیبخشم . من بدون مملی حتی نمیتونم نفس بکشم خدا نفسمو گرفت . الان یه مرده متحرکم که تمام روحش درد میکنه
برچسب:
نویسنده: پویان زارعیپور